Friday، November 23، 2007

ورزش جانوران

چند روز پيش تو دانشگاه One World Week بود که برای بزرگداشت مليت های مختلفيه که تو دانشگاه هستن. خيلی خوب بود. در حين اين مراسم يه بکس کانگارويی هم بود. اينم ويديوش.من و دوستم سهيل داريم می جنگيم. من کانگارو آبيم.

Cheers

Friday، November 16، 2007

بازی، بازی، بيا بريم بازی

راستش يه سری چيزها می خواستم تعريف کنم اما حال و حوصله اش رو ندارم. بعدش هم به يه بازی دعوت شدم و از اونجا که امروز رييس هام نيومدن گفتم وقت وقت بازيه. قبل از بازی اينو بگم که يه بازی به اسم Assassin's Creed خريدم و امروز تو انگليس پخش می شه، بازی رو من ۳ هفته پيش خريدم و پريروز email زدن که فرستادنش و کل اين weekend می خوام ميخ کوب شم و بازی کنم.

خب من ازاينجا به بازی دعوت شدم و از اونجايی که بازی مربوط به تلويزيون است و در خونه ما تلويزيون خاموش نميشه مگر اينکه خواب باشيم، اين بازی خیلی هيجان انگيزه. در مورد علاقه من به تلويزيون می تونين از مريم بپرسين که معتقده تلويزيون من رو هیپنوتيزم می کنه. خب بریم سر بازی:

۱) زيباترين خاطرهء تلويزيونی شما چيست؟
همه خاطرات تلویزیونی زیبا هستند اما خب زیباترین خاطره من باید صبح های جمعه باشه که با تنبلی بیدار می شدم و مامانم اجازه می داد جلو تلویزیون با برنامه کودک صبحانه بخورم. به به!!

۲) آخرين فيلمی که شما را به گريه انداخت کدام بود؟
آخرین بار فکر کنم سر آهنگ Roxanne تو فيلم Moulin Rouge بود. هممم... خیلی وقت پیشه.

۳) کدام کمدين تلويزيونی شما را بيشتر می‌خنداند؟
راستش کمدین تلویزیونی خیلی خنده دار نیست و من
Stand up Comedy رو ترجیح می دم. امید جلیلی، Russel Peters و Mike Harding خیلی می خندوننم. اما خب چند تا برنامه نیمه کمدی و نیمه Talk Show تو BBC هست که من خیلی دوست دارم بهترینشون Simon Amstell تو برنامه Never Mind the Buzzcocks است و Jonathan Ross.

۴) دوست داريد با کدام هنرپيشه جلوی دوربين بايستيد؟
راستش من دوست ندارم جلو دوربین وایستم اما اگر مجبور باشم ترجیح می دم با آدمی مثل Robert de Niro یا Sean Penn باشه.

۵) به نظرتان کدام بوسهء سينمايی زيباترين بوده است؟
راستش من خیلی بوسه های سینمایی رو دوست ندارم چون معمولا بی موقع، زیادی شدید و کلا مصنوعیه و آدم می دونه آهان الان وقتشه اما خب به نظرم بوسه آخر فیلم
Jeux d'enfants وقتی که پیر شدن به نظرم خیلی زیبا بود.

۶) دوست داريد کدام جمله را در اخبار تلويزيونی بشنويد؟
من اخبار نگاه نمی کنم اما خب هر خبر خوبی خوشحالم من کنه.

۷) فکر می‌کنيد تکرار کدام برنامه ضروريست؟
به نظر من باید Top Gear رو تکرار کنن از اولِ اول.

۸) خنده‌دارترين سوتی تلويزيونی که ديديد کدام بوده است؟
پارسال تو برنامه انتخاب نماینده انگلیس تو
Eurovision مجری برنده رو اشتباه اعلام کرد و حسابی خیط و ریط شد چون همه فکر می کردن کسی که مجری اعلام کرد برنده بشه و کسی که واقعا برنده شده بود خیلی افتضاح بود. وقتی مجری دوم اشتباه رو اصلاح کرد دیگه همه قاطی کردن و همه چی بهم ریخت و قیافه مجری ها و دوتا فینالیست واقعا جک بود.

۹) حاضريد کدام کارآگاه تلويزيونی را برای خود استخدام ‌کنيد؟
راستش من سریال های پلیسی نمی بینم و خیلی دوست ندارم اما House رو می پسندم و اون هم یه جورایی کارآگاهه دیگه.

۱۰) دوست داريد به کدام شوی تلويزيونی دعوت شويد؟
من دوست دارم دعوت شم به
Fridaynight live with Jonathan Ross خیلی برنامه تعطیلیه و هر چی دلت بخواد می تونی بگی همش خنده و تفریحه.

۱۱) محبوبترين برنامهء تلويزيونی شما کدام است؟
در این لحظه بدون اینها زندگیم نمی گذره: House M.D , Prison Break, Lost, Heroes, Top Gear ,Simpsons, South Park می دونم خیلی زیاد شد اما خب گفتم که زیاد تلویزیون می بینم.

۱۲) چه ايده‌ای برای يک شوی تلويزيونی سرگرم‌کننده به نظرتان می‌رسد؟
یه برنامه که هم خنده دار باشه و هم جالب در این لحظه چون دارم کل سری های Top Gear رو دونه دونه کرایه میکنم و می بینم یه چیزی تو این مایه ها دوست دارم. نه اینکه در مورد ماشین باشه منظورم اینه که همچین سبکی داشته باشه. اگه دیده باشین می فهمین منظورم چیه. هم مهمون دارن هم کلی فیلم دارن هم خیلی همدیگر رو مسخره می کنن و آخرش هم یه کار خیلی دور از عقل یا دور از دسترس آدم معمولی می کنن و فیلم می گیرن و آخرش مثلا نتیجه می گیرن که برای Off Road رفتن ماشین 4WD لازم نیست.

۱۳) موسيقی لس‌آنجلسی را ترجيح می‌دهيد يا موسيقی سنتی را؟
سنتی رو به لس آنجلسی همیشه ترجیح خواهم داد اما کلا هیچ کدوم رو خیلی نمی پسندم.

۱۴) فيلم هنری را ترجيح می‌دهيد يا فيلم هاليوودی را؟
بستگی به موقعیتش داره اگه کلا هالیوودی سرگرم کننده تره اما خب آدم که همیشه برای سرگرمی فیلم نمی بینه!

۱۵) محبوبترين برنامهء مخصوص کودکان شما کدام است؟
من باغچه سبزيجات رو خيلی دوست داشتم و خب صد البته مورچه و مورچه خوار دوبله ايران.

**************************************************************************
اين آهنگ واقعا معرکه است اما نمی دونم چرا اين قدر کم تو راديو پخش می شه. فایل MP3 آهنگ رو هم گذاشتم روی اسمش کليک کنيد.

Cheers

Thursday، November 8، 2007

منفجر می کینم پس هستيم، منفجر می شويم پس نيستيم

اين طور که به نظر مياد اينجا مورد مميزی ايران قرار گرفته. من که چيزی نمی نويسم که بخواد کسی رو اذيت کنه و از کلماتی که اين bot ها بهشون حساسن هم استفاده نمی کنم. نمی دونم چه خبره. اگه کسی می دونه بايد چی کار کرد خبر بده. آيا جايی هست که بهشون بشه گفت که از بسته بودن در بياييم.
----------------------------------------------------------------------------------------------
آخ اين هفته کار ريخته بود سرم. استادم جمعه پيش زنگ زده بهم و شاکی بود که چرا پيدام نيست و گفت دوشنبه برم پيشش و کارايی که اين چند وقت کردم رو بهش نشون بدم اما مشکل اينجا بود که من يه ماهی بود هيچ کاری نکرده بودم. هيچی چاتون خالی نشستم به اندازه يه ماه تو يه روز جون کندم. اما خب راضی بود و ديگه بهم گير نداد. بايد وضع زندگي ام رو مرتب کنم و بشينم يه خورده درس بخونم.
----------------------------------------------------------------------------------------------
ديروز تو دانشگاه یکی از استادهای روانشناسی یه بحث گروهی داشت که با گروه های مختلف دانشجو ها حرف می زد و نظرشون رو در مورد امنیت، تروریسم و این چیزها می پرسید و می ذاشت بچه ها بحث کنن و یه نفر هم یه گوشه ای یادداشت برمی داشت. يکی از دوستام هم شاگرد اين استاد بود و به خاطرش ما هم رفتيم. کلا بحث جالبی بود اما منو به اين نتيجه رسوند که عربها و پاکستانی های دانشگاه هر لحظه ممکنه منفجرمون کنن و بفرستنمون هوا. يکی بود که می گهت من اگر چيز مشکوکی ببينم يا خبر دار شم به پليس نمی گم و بی طرف می مونم!!!! جدا اين جماعت واقعا شتشو مغزی داده شدن. کاملا شاکيم کرده بود برگشته بود می گفت کلمه بروريسم رو من نشنيدم اصلا اين کلمه رو برای مسلمون ها در آوردن و تا ۵-۶ سال پيش اصلا وجود نداشت و فقط به مسلمون ها ميگن. بعد که بهش گفتيم که اين کلمه چند قرن که داره استفاده می شه و مثلا
IRA (ارتش آزادی بخش ایرلند) هم تروريست شناخته می شه، می کفت من اونو قبول ندارم و اون ها يه مساله سياسيه و نه من اصلا قبول ندارم. خلاصه واقعا ترسيدم. خب همين هان که چند وقت ديگه بمب می بندن به خودشون و راه ميافتند مردم بيگناه رو می کشن به اسم مذهب.

واقعا تو دنيا هيچ چيز ترسناک تر از ايمان کامل نيست چون باعث می شه هر کاری بکنن بدون اينکه بترسن و احساس گناه کنن و گاهی حتی احساس وظيفه کنن و قکر کنن که اگر ما رو نکشن در واقع آخرت خودشون رو نابود کردن و به دستور خداشون عمل نکردن. خيلی توصيه می کنم که اين مستند رو اگر نديد حتما ببينين:
The Root of All Evil

My Dying Bride - Cry of Mankind

Cheers